نگاه فنى/كاناوارو كجايى؟

هلند با سيستم ۱-۳-۲-۴ و به لطف حضور تنها هافبك تهاجمى خود، زمين و زمان را در اختيار گرفت. نبايد از نقش «انگلار» و «دى يونگل» ۲ هافبك مركزى تيم پيروز به سادگى گذشت. آنها با در اختيار گرفتن نبض بازى و ارسال پاس هاى سالم، نظم دفاع لاجوردى ها را به هم ريختند. به طور مثال ۸۴ درصد ارسال هاى انگلار و ۷۸ درصد پاس هاى «دى يونگ» سالم به مقصد رسيد. ون دروارت هم اين زوج را كامل كرد و در واقع مثلث ايجاد شده، ۳ تفنگدار ميلان را كه قرار بود نقشى تهاجمى ايفا كنند، ناكام گذاشت.

ظاهراً ايتاليا بايد بابت سبك تهاجمى تيم هاى همگروه خود خدا را شاكر باشد اما اكنون از خط دفاع تيمى كه در ۷ بازى جام جهانى فقط ۲ گل ( يكى از روى نقطه پنالتى و ديگرى گل به خودى) دريافت كرده جز ويرانه اى باقى نمانده است.

مى توان غيبت نستا و كاناوارو را دستاويز قرار داد. بارزالى به عنوان جانشين كاپيتان مصدوم و ماتراتزى در نقش نستا، هرگز نتوانستند مانع حركات خاص نيستلروى شوند. در اين شرايط اشتهاى سيرى ناپذير هلند پس از گل اول اصلاً عجيب نبود؛ درست مانند گل زيباى «وزلى اسنايدر»!

پيرلو به عنوان بازيساز ميلان، بيشتر اوقات بيرون محوطه جريمه حريف حضور داشت. ۶۷ درصد پاس هاى عمدتاً ريسكى «فانتازيستا» به مقصد رسيد و اگر قبل از گل اسنايدر ضربه آزاد خود را درون دروازه جاى مى داد شايد اوضاع متفاوت مى شد.

راستى! اگر بوفون نبود، اشتباه بارزالى و فرصت طلبى نيستلروى ارمغانى غير از گل سوم هلند، آن هم قبل از پايان نيمه اول به همراه نداشت.

ايتاليا، سراسر ۴۵ دقيقه اول فقط يك شوت درون چهارچوب داشت. شايد اين موضوع نشان دهنده حس همكارى خط ميانى نارنجى ها بود كه براى متوقف كردن قهرمان جهان ۱۰ بار مرتكب خطا شدند. دونادونى در نيمه دوم گروسو را به بازى فراخواند تا همراه زامبروتا رو به جلو بتازد. دل پيه رو هم در راستاى همين خط فكرى راهى ميدان شد اما ۲ موقيعت خوب را از دست داد.

اين ريسك ايتاليايى ها نتيجه اى معكوس دارد چون هلند با استفاده از خلأ خط دفاعى آنها گل سوم را به ثمر رساند. چه جالب! قبل از اين اتفاق هم ون درسار ضربه آزاد پيرلو را مهار كرده بود.

يك پاسخ برايش بگذاريد