جنجال ها پس از گل گيج کننده نيستلروي

داستان گيج کننده و عجيب بود و کل ماجرا به اين شکل اتفاق افتاد؛ گرفتن نيستلروي، تله آفسايد و ناتواني سه مدافع، سه يارد پشت دروازه!

همه ماجرا در کمتر از يک دقيقه اتفاق افتاد و اين گل عجيب و ناگهاني دروازه قهرمان جهان را باز کرد. همه متعجب و مبهوت نگاه مي کردند و عده زيادي هم در همان لحظه ادعاي آفسايد بودن گل را داشتند، اما داور اين اعتقاد را نداشت و نگاه مردد فن نيستلروي به شادي تمام مبدل شد،آيا گل اول هلند که توسط نيستلروي به ثمر رسيد و دروازه ايتاليا را گشود قانوني بود؟

خب نيازي نيست از يک داور سوال کنيد، چرا که به نظر مي رسد همه داوران جهان متفق القول ذهنيتي يکسان داشتند، البته بعضي از همين قشر نيز دستوراتي مبني بر آفسايد بودن گل و اشتباه داور مسابقه صادر کردند، اما راه به جايي نبرد،

اگر شما بخواهيد در امريکا به عنوان يک تماشاچي داستان را بدانيد و از چند و چون ماجرا با خبر شويد، من منابع گوناگوني دارم که به شما مي گويد در فضايي که مدافعان تيم سه يارد از دروازه فاصله دارند و تنها بازيکن حاضر در کنار نيستلروي هنگام فرار از تله آفسايد کريستيانو پانوچي بوده، گلي که مهاجم هلند به ثمر رسانده درست است يا خير؟ البته احتمالاً بيشتر اين منابع خواهند گفت که هيچ اشتباهي در کار نبوده و گل قانوني بوده است.

اگر شما اين سوال را در جاهاي ديگر دنيا بپرسيد، مثل جاهايي که من آنجا بودم – اروپا و آسيا – پاسخي که خواهيد شنيد اين است؛ «يک تصميم بد، يک تصميم نادرست.»

خب ما چطور مي توانيم سر از اصل اتفاق در بياوريم در حالي که مقامات رسمي و ديدگاه هاي حرفه يي کاملاً دو قطبي و متضاد يکديگر هستند

قانون آفسايد مي گويد زماني که مهاجم حريف توسط مدافعان تيم احاطه شده، اگر بتواند قبل از اينکه از حلقه مدافعان خارج شود توپي را از بازيکن هم تيمي اش بگيرد و به سمت دروازه حرکت و شوت کند، اگر اين توپ وارد دروازه شود، مورد قبول است ولي اگر بعد از لحظه حرکت مهاجم و فرار از ميان مدافعان، توپ به او برسد و ضربه گل شود کمک داور و داور گل را مردود اعلام مي کنند. اين چيزي است که حداقل در همه کتاب هاي قانون فوتبال نوشته شده و شکي در موردش نيست. در لحظه يي که بازيکن از حلقه محاصره بازيکنان خط دفاعي تيم کنده مي شود داور معمولاً اين آوانتاژ را مي دهد تا بازي جريان پيدا کند و قرار نيست با هر شک و شبهه يي نبض بازي را از کار بيندازد.

اما کريستين پانوچي مدافع آتزوري ها هيچ کار عمدي انجام نداد، داور هم نخواست به او کارت زرد نشان دهد. سلامت او در اين صحنه کاملاً مشخص بود.

اما بگذاريد فراموش کنيم چه اتفاقي افتاده و بهتر است برگرديم به همان قانون 11 فيفا که قانون آفسايد است.

اينجا به خوبي گفته شده که يک بازيکن زماني در موقعيت آفسايد قرار مي گيرد که نزديک ترين بازيکن به خط دروازه حريف نسبت به توپ و دومين بازيکن تيم مقابل باشد.

رود چنين شرايطي داشت يا چنين وضعيتي نداشت؟

البته بحث کردن و بررسي اين حادثه در همين لحظه هيچ کمکي به هيچ چيز و هيچ کسي نمي کند، البته شما مي توانيد به پرسش و پاسخ هاي فيفا در اين زمينه هم رجوع کنيد. اين قانون و دستورالعمل کاملاً مهاجم تيم را که روبه رويش دروازه بان و پشت سرش مدافع تيم قرار دارد تحت پوشش مي گيرد، به اين شکل در محوطه جريمه تيم بازيکن نمي تواند روي حريف خطاي بارز انجام دهد، ضمن اينکه در صورتي که مدافع تيم به عمد مهاجم را متوقف کند خطاي پنالتي نيز گرفته مي شود.

و حالا مشکلي که در اين ميان به وجود آمده و باعث به وجود آمدن شبهاتي شده اين است که برخورد پانوچي و بوفون و در نهايت وضعيتي که نيستلروي در آن قرار گرفت صرفاً يک حرکت درست غيرعمدي بوده و وجود او در آن طرف خط دروازه مي تواند باعث قبولي گل به ثمر رسيده باشد يا خير.

آيا داور براي ندادن کارت زرد به او تصميم درستي اتخاذ کرده يا تصميم اشتباهي گرفته است؟

بگذاريد نقش وکيل مدافع شيطان را بازي کنيم و يک شق ديگر داستان را زير ذره بين بگذاريم. سناريوي ديگر بازيکن مصدوم خارج از زمين است؛ البته اين يک فرضيه است و نه چيزي بيش،

اگر پانوچي مصدوم مي شد و پشت دروازه باقي مي ماند و نمي توانست خود را به محوطه جريمه برساند، اين به معناي آن بود که هلند نمي توانست حلقه آفسايد را بگشايد و به سمت دروازه حريف برود تا زماني که پانوچي به بازي برمي گشت و در همان فاصله سه ياردي از خط دروازه قرار مي گرفت؟ اگر نه، چه اتفاقي مي افتاد؟

بعد از همه اينها و بلافاصله بعد از تمام شدن داستان او به زمين بازگشت و خب عنصر اکتيو مسابقه هم بود و تعويض هم نشد.

البته شايد داور به لحاظ شرايط بازي به بررسي شرايط بازيکن مصدوم بپردازد، اما داور هرگز توجهي به اين مساله نمي کند که آيا اين بازيکن در ادامه حضورش در زمين بازيکني موثر است يا خير.

من مي توانم درک کنم که پانوچي در اين شرايط مهم ترين مورد براي بحث در وضعيت داوري است، چرا که حضور او در اين صحنه کاملاً شرايط آفسايد بودن يا نبودن نيستلروي را مشخص مي کند، پانوچي مدافعي است که در هر بازي ملي اشتباهات زيادي مي کند. اما به رغم همه اين اشتباهات هنوز دونادوني به او اعتقاد دارد و حالا باز هم در شرايطي که ايتاليا کاملاً بحران زده و شکست خورده به نظر مي رسد، در نخستين گلي که از هلند خورده باز هم پاي پانوچي وسط است.

اما داور اين حق را دارد در صورتي که احساس کند بازيکن مدافع حريف خود را به مصدوميت مي زند يا در راستاي ممانعت از گلزني مهاجم تيم مقابل حرکتي انجام مي دهد، به او کارت زرد نشان دهد، اما در نهايت داور ديدار هلند و ايتاليا با سنجش شرايط حساس در آن لحظه تصميمي را گرفت که به نظر خودش و کمک داور صحيح بود.

بهتر است کمي راحت تر حرف بزنم. پس از بازي با يکي از دوستان و هم دانشکده يي هاي قديمي ام جانوس ميشاليک که بازيکن اسبق تيم ملي امريکا هم بود، حرف زدم. او معتقد بود اگر قانون اين است که پانوچي بايد فن نيستلروي را متوقف مي کرد و البته حضورش در آن سوي خط زمين مهاجم هلندي را در شرايط آفسايد قرار داده، به نظرم قانون بايد خيلي سريع اصلاح شود و آن را تغيير دهند. جانوس گفت در تمام سال هايي که فوتبال بازي مي کرده چنين چيزي نشنيده است. دفاع ايتاليا هميشه به عنوان مکارترين خط دفاع در جهان نام برده مي شود. آنها مهارت هاي زيادي در آفسايدگيري و در تله انداختن مهاجم حريف دارند، اما به نظر مي رسد اين بار نتوانستند از پس نيستلروي مهاجم هلند بربيايند و خودشان در تله يي گير افتادند که هيچ راه فراري از آن نداشتند، اگرچه برد هلند مقابل آتزوري ها آنقدر قاطع و برتري جويانه بود که شايد چندان تفاوتي در شرايط موجود نمي کرد. اين بحث ها پس از بازي فقط دوگانگي فکري داوران و کارشناسان فوتبال را به رخ تماشاگران مي کشد و حالا در قوطي کرم ها دوباره باز شده و در دو سوي جهان بين همگان اختلاف افتاده است.

ديو رابرتس داور بين المللي و نويسنده ساکرنت

يك پاسخ برايش بگذاريد